محمد على مجاهدى

29

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

با جگر گوشه‌ى پيمبر اين كنند * و آن گهى دعوى داد و دين كنند ! كفرم آيد ، هر كه اين را دين شمرد * قطع باد از بن زفانى « 1 » كاين شمرد ! « 2 » البته برخى از اهل تحقيق در انتساب اين مثنوى به عطار نيشابورى ترديد كرده‌اند و آقاى دكتر شفيعى كدكنى از اين زمره‌اند . 9 . شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى ( متوفاى 691 ه . ق ) بزرگ‌ترين غزلسراى فارسى زبان ، در اوايل سدهء هفتم در شيراز به دنيا آمد و پس از پايان تحصيلات مقدماتى در زادگاه خود ، به بغداد رفت و در مدرسه نظاميه مشغول به تحصيل شد . سپس به سير آفاق و انفس پرداخت و پس از سى سال به شيراز بازگشت و دو اثر جاويدان خود گلستان و بوستان را نوشت . « 3 » كليات اشعار او بارها به چاپ رسيده و بوستان و گلستان او از ديرباز مورد عنايت ادب‌دوستان قرار داشته و دارد . از اوست : فردا كه هر كسى به شفيعى زنند دست * ماييم و دست و دامن معصوم مرتضى يا رب ! به نسل طاهر اولاد فاطمه * يا رب ! به خون پاك شهيدان كربلا يا رب ! به صدق سينهء پيران راستگوى * يا رب ! به آب ديدهء مردان آشنا دلهاى خسته را به كرم مرهمى فرست * اى نام اعظمت در گنجينهء شفا ! « 4 » 10 . جلال الدين محمد مولوى بلخى ( 604 - 672 ) معروف به ملاى رومى فرزند بهاء الدين محمد ، چهره‌اى نيست كه براى اهل شعر و عرفان ناشناخته باشد . حكيم سنايى ( متوفاى 545 ه . ق ) و عطار نيشابورى ( 530 - 627 ) و ملاى رومى سه ضلع مثلثى را تشكيل مىدهند كه قلمرو وسيع شعر و عرفان در سده‌هاى ششم و هفتم در اختيار آنهاست . هريك از آنان به نوبت در اين قلمرو كران ناپيدا به آفرينش آثار منظومى در عرصهء زبان فارسى توفيق يافته‌اند كه جلوه‌هاى بديعى از انديشه‌هاى عرفانى را در آيينهء شعر پارسى در معرض تماشا قرار داده است كه هنوز از مشتاقان شعر و عرفان دل مىربايد و در كار آنان دلبريها مىكند .

--> ( 1 ) . زبانى ( 2 ) . شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى ، ص 62 و 63 . ( 3 ) . فرهنگ معين ، ج 5 ، ذيل عنوان سعدى . ( 4 ) . كليات سعدى ، محمد على فروغى ( ذكاء الملك ) ، ( كتابفروشى محمد حسن علمى ) ، تهران ، ص 429 .